اخیرا بهرام نورایی گفتگویی رو با metalmagazine انجام داده. متال یک مجله‌ی مستقل است که سال 2006 در بارسلون کار خودش رو شروع و کرد و وظیفه‌ی خودش رو معرفی استعداد های ارزشمند دنیا میدونه. متال سالی دوبار به شکل چاپی منشتر میشه و همچنین سعی میکنه تا محتوای آنلاین خوبو درجه یکی رو در اختیار مخاطبانش قرار بده. مصاحبه‌ی بهرام با مجله‌ی متال به زبان انگلیسی منتشر شده که خلاصه‌ی اون به زبان فارسی رو میتونید توی زاهودی بلاگ ببینید.

متن مصاحبه‌ی بهرام با مجله‌ی متال

بهرام نورایی که توسط هافینگتون پست به عنوان یکی از «۵۰ نفر تاثیر گذار روی فرهنگ خاورمیانه» نام برده شده، از مرزها فراتر رفته و عمیقاً در بین مخاطبان در سراسر جهان طنین انداز می‌شود. صدای قدرتمند بهرام با آخرین آلبوم بلند خود خود، خودها، که قلب و ذهن شنوندگان را تسخیر می کند، در کشوری که گرفتار سانسور و موانع اجتماعی است، موسیقی بهرام به راهی برای حقایق ناگفته تبدیل می شود و خشم را به امید و مقاومت تبدیل می کند.

در این مصاحبه‌ی بهرام، به تأثیر عمیق موسیقی، چالش های رپر بودن در ایران، عزم پایدار خود در برابر ناملایمات و چشم انداز خود برای آینده ای روشن تر می پردازد. بهرام با پرسش‌های قابل تاملی که در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و شخصی در بر می‌گیرد، دیدگاهی منحصربه‌فرد از هنر، هویت ایرانی‌اش و مسیری که برای سرزمین مادری خود در نظر گرفته است، ارائه می‌کند.

قرار گرفتن تمامی ترک های آلبوم خودها در لیست Hot&New SoundCloud باعث شد تا با شما تماس بگیرم. من احساس کردم که این آلبوم واقعاً احساس مشترک خستگی و عصبانیت را در میان جامعه ایرانی در ماه‌های گذشته منتقل کرده است. احساس کردم که می خواهی عصبانیتت را به امید و مقاومت تبدیل کنی. آیا میتوانی از پیامی که میخواستی مخاطب از آلبوم برداشت کند را برای ما بازگو کنی؟

راستش را بخواهید حتی نمی توانم بیان کنم که مردم چقدر با خستگی و عصبانیت دست و پنجه نرم می کنند. فقدان سازماندهی، نگه داشتن آنها در حالت ناامیدی فلج کننده را حتی ناامیدکننده تر می کند. گرفتن این همه خشم در یک مسیر چالش بزرگی است، اما این خشم می تواند نیروی محرکه تغییرات مثبت نیز باشد. فکر می‌کردم سعی می‌کنم با انگیزه دادن به مخاطبم برای مواجهه و پذیرش سایه‌های درونی یا خود سرکوب‌شده‌شان، آن خشم را به سمت نیروی سازنده‌تری هدایت کنم. من این را مهم‌ترین قدم برای رسیدن به درک عمیق‌تر دیگران می‌دانم. چرا؟ زیرا نحوه رفتار ما با دیگران در جامعه، جلوه ای بیرونی از رفتار درونی ما با خودمان است. این چیزی است که به طور سیستماتیک از فرهنگ جمعی ما حذف شده است و درک ما از واقعیت اجتماعی را مخدوش می کند و توانایی ما را برای سازماندهی برای دستیابی به تغییرات اجتماعی-سیاسی معنادار از بین می برد. این کارکرد اصلی رژیم‌های استبدادی است – این فقط به خشونت پلیس و زندانی کردن مخالفان مربوط نمی‌شود – در سطوح زیربنایی، آنها تلاش کرده‌اند تا درک ما را از اینکه ما چه کسی هستیم، مخدوش کنند. این در درجه اول با محدود کردن آزادی بیان و از بین بردن هر وسیله ای برای تعامل اجتماعی سالم به دست آمده است. این چیزی است که احساس کردم باید در این آلبوم به آن بپردازم.

ادامه به زودی…

برچسب ها: